قــــــــــــــــــــــــــــــــایق آبــــــــــــــــــــــــی
niloufaraneh
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو
1386,07,23
!

گر عاشقانه مردن را بلد نیستیم لااقل عاشقانه زندگی کنیم ....سوختن حرف کمی نیست انانکه ساختند سوختند !!

 

به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت نگاه کند.به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشدودستی را بپذیرکه باز شدن را بهتر از مشت بلد باشد

 

 

 

هیچ زمان دل به کسی نبند ...... چون این دنیا این قدر کوچک است که دو تا دل کنار هم جا نمیشه ..... ولی اگر دل بستی ... هیچ وقت ازش جدا نشو چون این دنیا این قدر بزرگه ... که دیگه پیداش نمیکنی

 

وقتی خداوند شما را به لبه پرتگاهی هدایت کرد، کاملا به او اعتماد کنید. چون یکی از این دو اتفاق خواهد افتاد: او شما را می‌گیرد اگر بیفتد یا اینکه یادتان می‌دهد چگونه پرواز کنید.

 

همه می خواهند روی قله کوه زندگی کنند ، اما تمام شادی ها وقتی رخ می دهند که در حال بالا رفتن از کوه هستند.

 

 

 

همیشه به یاد داشته باشید که:

  

"آنجه می گویید نسبت به آنگونه که می گویید از اهمیت کمتری برخوردار است"

 

 

 

 

شادی برای اونایی که گریه می کنن و یا صدمه می بینن زنده است ، برای اونایی که دنبالش

 

می گردن و اونایی که امتحانش کردن ، چون فقط اینها هستن که اهمین دیگران رو تو زندگیشون

 

می فهمن عشق با یک لبخند شروع میشه با یک بوسه رشد می کنه و با اشک تموم می شه

 

 

 

یکی باش برای یک نفر ....نه تصویری مبهم در خاطره ها...

 

 

 

هر موقع خواستی از کسی جدا بشی یادت نره بهترین راه اینه که بهش بگی برای همیشه خدانگهدار، شاید طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشکنه ولی بهتر از اینکه منتظر بمونه

 

 

 

دیدی تا حالا اگر کسی رو دوست داشته باشی دلت نمیاد اذیتش کنی؟ دلت نمیاد شیشه دلش رو با سنگ زخم زبون بشکنی؟ دلت نمیاد ازش پیش خدا شکایت کنی حتی اگر بره و همه چیزو با خودش ببره... حتی اگر از اون فقط های های گریه ی شبانت بمونه و عطر اخرین نگاهش... حتی اگر بعد از رفتنش پیچک دلت به شاخه نازک تنهایی تکیه کنه دیدی؟هر گوشه و کنار شهر هر وقت کسی از کنارت رد میشه که بوی عطرش رو میده چه حالی میشی؟ بر میگردی و به اون رهگذر نگاه میکنی تا مطمئن بشی خودش نبوده

 

 

 

 

مراقب افکارت باش که آنها به گفتار تبدیل می شوند مراقب گفتارت باش که آنها به کردار تبدیل می شوند مراقب کردارت باش که آنها به عادت تبدیل می شوند مراقب عادتت باش که آنها به شخصیت تبدیل می شوند مراقب شخصیتت باش که آنها به سرنوشت تبدیل می شوند

 

 

 

 

آرزو می کنم به اندازه ی کافی شادی داشته باشی تا خوش باشی ، به اندازه کافی بکوشی

 

تا قوی باشی به اندازه کافی اندوه داشته باشی تا یک انسان باقی بمونی و به اندازه کافی امید

 

 تا خوشحال بمونی

 

 

 

...می دانی ؟! ...عشق یعنی غمشادی ! ...یک جورهایی قلقلکی که اشک توی چشمانت جمع می کند ! ...شاید هم نه !...چون مثل قلقلک آزارنده نیست ! ...یک جور نوازش با شمشیر !! ...نه این هم نشد ! ...راستش را بخواهی اصلا نمی شود که بشود ! ...یعنی در واقع قرار هم نیست که بشود ! ...دنیای منطقی دودوتاچهارتایِ بیرونی ربطی به دنیای متضاد عاشقانهء بی حساب ِ درونی ندارد ! ...نه اینکه منطق نداشته باشد ! ...نه ! ...منطق خودش را دارد : منطق متضاد ! ...در این دنیا اجتماع نقیضین نه تنها محال نیست که اتفاقا لازم هم هست ! ... مثل همین دلدل دل ِ عاشق در میانه غم و شادی ! ... غمشادی عاشقانه اصلا ربطی به این ندارد که ظاهر بیرونی عشق ، وصل است یا فراق ! ...هیچ ربطی به این ندارد که تمام دنیا دارد در لبخند تو قهقهه می زند یا در غم تو زار زار می گرید !... دنیای بیرون تضاد تو را نمی فهمد !...تقصیری هم ندارد !...عاشق نیست بیچاره !! ... او نمی فهمد در اوج قله های شادی می توان گوشه چشمی تر کرد و گریست و یا اینکه بر فراز اقیانوسهای اشک ، می شود هزار کاکایی شادی را به لبخندی نگریست ! ...حل کردن این معادله برای دنیای فارغ از عشق غیر ممکن است ... اما حقیقت ، کاری به راه حلها و رد و اثباتها ندارد ! ... حقیقت مثل آفتاب می درخشد و یارای نادیده انگاشتنش نیست ! ... حتی در درخشان ترین آفتابها هم ، سایه شکل خواهد گرفت ! ...و این اصلا ربطی به میزان درخشش خورشید ندارد ! ...بیشتر محصول عوامل بیرونی ست : درختی ...سنگی ... دیواری ... و یا حتی شاخه گلی ! ... و درست در همین سایه هاست که دلت برای خورشید تنگ می شود ! ...شاید این سایه ها به اندازه پلک بر هم زدنی هم به طول نیانجامند اما دل دوستدارِ آفتاب می فهمد که هر ثانیه دوری از خورشید یعنی از دست رفتن هزار هزار ذره نور ! .... و اینجاست که من می گویم که حتی در میان دو بوسه ، هزار هزار بوسه نشکفته بر خاک می ریزند که می شود به حالشان دریغ خورد ! ....و همین دریغ است که غم عاشقانه را شکل می دهد درست وسط آفتاب شادمانی عاشقانه ! ...و درست همین جاست که تو می شوی تنها بهانه غمشادی من

 


1386,07,14
۴۵۶

هر کجا باشی

                 دل تو نیز مثل دل من

                   خواهد شکست

زیر بارانی که از ابر خاطره ها می بارد

 

 

همیشه تو یه ارتفاع بالایی از جو،دیگه ابر وجود نداره.اگه دیدی آسمون دلت ابری بود بدون به اندازه ی کافی اوج نگرفتی

 

برای چندمین بار از تو گفتم

که شهر عشق توپایان ندارد

به یادت هست زخمی بر دلم هست

که جز لبخند تو درمان ندارد


نه چندان تندی کن که از تو سیر شوند و نه چندان نرمی که بر تو دلیر گردند.

 

عاقبت او پیروز شد چون با صداقتش با من جنگیده بود

باقی همه قصه مغلوب شدن من بود

چون به خانه آمد

قایم شدم پشت فنجان چای و دود سیگار

سرباز های شکست خورده با صدای بلند آواز نمی خوانند

 

 سخت ترین دیدار.... دیدار اونی که به جای همه عشقی که بهش دادی یه قلب زخمی برات یادگار بذاره و تو نگاهش کنی و باز مثل روزه اول دلت بلرزه و حس کنی هنوزم دوستش داری .......بخوای همه تنهایی رو که به امید برگشت دوبارش تحمل کردی تو گوشش فریاد کنی اما حتی نتونی ........ به چشماش نگاه کنی که بفهمه با همه بدیهاش هنوزم با همه قلبت دوستش داری اما ببینی چشماش داد می زنه که دلش ماله یکی دیگس

غروب غربت

شاید آن روز که سهراب نوشت : تا شقایق هست زندگی باید کرد ))

 خبری از دل پر درد گل یاس نداشت

                                          باید اینجور نوشت 

                                             هر گلی هم باشی

                              چه شقایق چه گل پیچک و یاس

 

 در عرض یـک دقیقه یک نـــفر رو میشه خــرد کرد در عرض یـک ساعت یــکی رو میشه دوست داشت در عــــرض یــک روز مـیـشـــه عـــــــــاشق شــــــد ولی یک عمر طول می کشه ، کسی رو فراموش کنی  

 

مانند سایه ناپایداریم و مانند خاک بی مقدار از کجا بدانیم که تا
فردا زنده خواهیم ماند

شاید کسی رو که با تو خندیده فراموش کنی اما کسی رو که با تو

اشک ریخته هرگز

 

تو اگر میدانستی
که چه زخمی دارد.

که چه دردی دارد
خنجر از دست عزیزان خوردن
از من خسته نمیپرسیدی اه ای مرد چرا تنهایی..!

 زندگی از سه جزء تشکیل شده است:آنچه بوده ، آنچه هست و آنچه خواهد بود.بیائید تا از گذشته برای حال استفاده کنیم و در حال چنان زندگی کنیم که زندگی آینده بهتر باشد. شکل دادن به زندگی وظیفه خودمان است . به صورتی که آنرا بسازیم ، این بازسازی مایه زیبایی و یا مایه شرمساری ما می شود.



شاید مانند کودکی باشیم که در کنار دریا با سنگ ریزه ها و صدفهای زیبا بازی می کند اما غافل ار آنیم که دریایی بس بزرگ و اقیانوسی بی کران در مقابل دیدگانمان وجود دارد که در اعماق آن اسرار عظیم و شگفت انگیز نهفته است

 با سنگهایی که در سر راهت میگذارند هم میتوانی چیز قشنگی برای خود بسازی

دیوانگی‌ات را جشن بگیر!... زیرا در این دنیا، جایی که تمام بشریت بیمار است، عاقل شدن چنان است که به نظر دیوانه خواهی رسید

 

عشقت را نصیب کسی کن که لایق آن باشد نه تشنه ی آن چون
هر تشنه ای روزی سیراب میشود 

همیشه نگاهی رو دنبال کن که وقتی نیستی در انتظارت بمونه

اگر کسی را دوست داری، به او بگو. زیرا قلبها معمولاً با کلماتی که ناگفته می‌مانند، می‌شکنند

پیف گلت بو گند میده
                                                

وقتی برگهای پاییز رو زیر پاهات له میکنی یادت باشه روزی بهت نفس هدیه می کردن
 
خیلی ها مترسک رو دوست ندارن چون پرنده ها رو می ترسونن.ولی من دوستش دارم چون تنهایی رو درک میکنه.


1386,07,08
به خاطر

عیب کار اینجاست که من '' آنچه هستم '' را با '' آنچه باید باشم '' اشتباه می کنم ، خیال میکنم آنچه باید باشم هستم،در حالیکه آنچه هستم نباید باشم

اگر تمام شب برای از دست دادن خورشید گریه کنی لذت دیدن ستاره ها را هم از دست خواهی داد.


هیچوقت از دوست داشتن انصراف نده..حتی اگه کسی بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده...عشق رو تجربه کن... حتی اگر توش شکست بخوری .......اینو بدون که اگه کسی وارد زندگیت شد و گذاشت رفت علاوه بر اینکه خاطره بجا میزاره می تونه یه تجربه هم بجا بزاره

زرتشت می‌گوید: ‌وقتی دوست داری زمان نگذرد، در بهشت هستی!

 

اختیار ما ٬ تنها در حد تعبیر است٬ می توانی حسن تعبیر داشته باشی و از زندگی لذت ببری!

تنها آزادی ما گزینش تلخی یا لذت است! همین ...

هرگز هنگام گام برداشتن به سوی آرمان بزرگ ، نگاهت به آنانی که دستمزد خویش را پیشاپیش می خواهند نباشد ! تنها به توانایی های خود اندیشه کن

زندگی مانند لبخند ژوکوند است، در نظر اول به روی بیننده تبسّم می کند، امّا اگر در او دقیق شوی می گرید

http://www.royalman.mihanblog.com/

به خاطر داشته باشید که امروز همان فردایی است که دیروز درباۀ آن نگران بودید . از خود بپرسید اقلاً این چیزی که درباره اش نگرانم به وقوع خواهد پیوست یا خیر ؟

اشتباه نیز جزئی از زندگی است، پس وقت خودت را تلف نکن و خودت را به خاطر اشتباههای گذشته سرزنش نکن

چرا منو ترک کردی

اگر کسی ترا آنطور که میخواهی دوست ندارد، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد

زندگی مانند نقش و نگارهای قالی ایرانی است که زیبا هست ولی درک معنای آن مشکل است

برای درک عمق و صداقت شادی، فریب این لب خند همیشگی را مخور. شادی واقعی در درخشش نگاه است. شجاعانه به چشم ها بنگر تا عمق این انحنای هلال وارنشسته بر لب ها را دریابی. لب ها اغلب می توانند به نشانه شادی منحنی شوند، حتی اگر درخششی از شادی در نگاه آدم نباشد

 

با قلبم عهدی داشتم برای سکوت و ننوشتن به امید آرامشی از نوعی دیگر. این عهد امروز به سر آمد؛ گرچه گاهی سکوت آغاز اندیشیدن است. فرصتی دوباره برای درک این که چقدر نمی دانم و چقدر برداشت هایم نسبی و شخصی است.

دیگه دیرشده خیلی دیر

روزگاری است در این گوشه پژمرده هوا
. . .
هر نشاطی . . . مرده است !
. . .
دست جادویی شب . . . در به روی من و غم می‌بندد
. . .
می کنم هر چه تلاش ! . . . او به من می خندد ! . . .


   1      2    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 9795


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
قانون زندگی قانون باورهاست.

و اندیشه ها از باورها دستور می گیرند

کافیست باور کنید

من غریبه ی دیروزم آشنای امروز و فراموش شده ی فردا.......

پس در آشنایی امروز مینگرم

تا در فراموشی فردا یادم کنی...

شناسنامه کامل من...
این صفحه را خانگی صفحه ی خانگی خود کنید